تبليغاتX
ًَََ

ًَََ

17)یا هو!

دارم توجه به خود رو تجربه می کنم.... امیدوارم تهش یه چیز عوضی نشم!!! 

 

 

پ.ن:خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

...........................................................

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 18:30  توسط نسیم  | 

16)یا هو

وای ٬باران ٬

باران٬

شیشه ی پنجره را باران شست.

از دل من اما ٬

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

 

آسمان سربی رنگ٬

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

 

می پرد مرغ نگاهم تا دور٬

وای ٬باران ٬

باران٬

پر مرغان نگاهم را شست.

 

.............................................................................

خواب رؤیای فراموشیهاست!

خواب را دریابم٬

که در آن دولت خاموشیهاست.

من شکوفایی گل های امیدم را در رؤیاها می بینم٬

و ندایی که به من می گوید :

«گرچه شب تاریک است

دل قوی دار ٬

سحر نزدیک است

 

حمید مصدق

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 16:53  توسط نسیم  | 

به نام حق!!

برای شنیدن تو که هیچ وقت برام حرفی نداری باید بمونم اینجا شاید یه روز بیای ببینیم تمومه روزا مثل هم مثل همیشه صدای قشنگت همه جا شنیده میشه اما خودت که نیستی ببینی همش عذاب مثل سراب وقتی می خوام دیگه نیستی نیستی که ببینی اشکام دیگه نمی تونن نریزن بمونن بسازن نمیرن ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 18:30  توسط نسیم  | 

15)به نام خدا

هه میگن که خز آدم بگه واییییییییییییییییییییییییییی یه سال گذشت و اینا پس یه جور دیگه میگم !!!

دقت کردین که من تو یه سال ۳ بار جا عوض کردم!!!!

نه این نشد اینجوری بهم تبریک نمیگین !!!

بابا جون چی بگم بفهمین که فردا تولد وبلاگمه؟!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 18:18  توسط نسیم  | 

14)به نام خدا

سلام بالاخره من دارم خود خودم بدون هيچ شعري يه پست مي نويسم خوشحال شدين مي دونم خيليم خوشحال شدين پگاه منو به بازي شب يلدا دعوت كرده فكر مي كنم مي دونين بازي چطوريه 5 تا خصوصيت خودم رو مي گم و 5 نفر رو هم دعوت مي كنم!!!

1)آدمها برام 3 دسته هستن يا بهشون فكر نمي كنم يا خيلي دوسشون دارم يا خيلي ازشون بدم مياد كه اگه جز دسته ي آخر باشن بهشون خيلي راحت اين مسئله رو ميگم!!!

2)اگه يه چيزي اذيتم كنه يا بلافاصله گريه مي كنم يه اگه قضيه ناجور باشه ساكت ميشم و تنها با نگاهام طرف رو اذيت ميكنم!!!

3)هر وقت كه مجبور نباشم جايي برم اين امكان وجود داره كه از صبح تا شب تو تختم دراز بكشم يا رو كمد كنار پنجره م بشينم و فقط فكر كنم !!!

4)از غذا خوردن بيزارم و فقط شكلات مي خورم !!!

5)عاشق كتك كاري هستم و تو دعوا اگه طرف زبون نفهم باشه مي زنمش

1)موقع درس خوندن يا امتحان دادن اگه از سوال خوشم نياد تو دلم بهش فحش مي دم!!!

2)زود كلافه ميشم و كلآ آدم صبوري نيستم!!!

3)خودم رو به هيچ دليلي كوچيك نمي كنم فقط واسه دوتا خواهرام و 3 تا از دوستام كه وقتي باهاشون قهر مي كنم ديونه ميشم

4)تو همه رنج سني دوست دارم و راحت ارتباط برقرار مي كنم و هر كس باهام دوست ميشه نعجب مي كنه چه جوري دوستم شده

5)معلما هر جلسه بايد يه بار بهم تذكر بدن چون خيلي خوش خنده هستم و يا دارم زير ميزا مي خزم پاهاي دوستام رو ويشكون مي گيرم يا ئارم مي خندم!!

1)يه بار تو بچگي دست خواهرم رو گاز گرفتم 2 ساعت داشت خون ميومد

2)يا زود مي بخشم يا هرگز

3)از اينكه يكي بخواد از راحت بودنم سو استفاده كنه ناراحت ميشم!

4)اونايي كه فقط باهام حرف زدن رو در رو شكه ميشن

5)عاشق نوشتن شعر رو ديوار كلاسم فقط ديوار اصرار نكن!!!

6)نقش ياهو هلپر رو بازي مي كنم چون هميشه آنم!!!

 چون كسي رو ندارم دعوت كنم هركي مي خواد از طرف من دعوت !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 14:40  توسط نسیم  | 

13)به نام حق

.... وقتی یکی مرگ مغزی میشه دیگه زنده نگه داشتنش با دستگاه بی فایده است ...... این فرم نوشتن مرگ مغزی شده پس قلب نوشته هام رو پیوند می زنم به نوشته های آینده ام شاید زنده بشن و بتونن خودشون رو از این مرداب بیرون بکشن!!!! 

من (چاپ جدید)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:13  توسط نسیم  | 

خسته ام همین

...

....

تا اطلاع ثانوی تعطیل!!!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 15:6  توسط نسیم  | 

12)به نام خداممممممممممممممم!!!

وطن پرنده ي پر در خون
وطن شكفته گل در خون
وطن فلات شهيد و شمع
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ي زنداني
وطن قصيده ي ويراني
ستاره ها اعداميان ظلمت
به خاك اگر چه مي ريزند
سحر دوباره بر مي خيزند
بخوان كه دوباره بخواند
اين عشيره ي زنداني
گل سرود شكستن را
بگو كه به خون بسرايد
اين قبيله ي قرباني
حرف آخر رستن را
با دژخيمان اگر شكنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدايي
با ما غرور رهايي
به نام آهن و گندم
اينك ترانه ي آزادي
اينك سرودن مردن
امروز ما ، امروز فرياد
فرداي ما ، روز بزرگ ميعاد
بگو كه دوباره مي خوانم
با تمامي يارانم
گل سرود شكستن را
بگو ، بگو كه به خون مي سرايم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ايران
بگو به ايران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 15:9  توسط نسیم  | 

11)به نام خدا

دوستي

دوستي گلداني است که نشسته است در ايوان سحر

و دميده است در او تازه گلي

چار فصلش همه سبز، آشتي شاخه او
عطري از عاطفه در او جاري
تارش از ململ عشق

پودش از مخمل ابر

سينه اش برکه باران بلور

دامنش از شبنم پرگوهر

بر لب هر برگش نقشي از خنده شيرين بهار
از طراوت سرشار

بشکند روزي اگر ساقه اي از اين گل سرخ
دل ما ميشکند، دوستي ميميرد

 

مثل خارم رو زمین ، توی صحرا
تو مثل بارون تندی ، داری سبزم میکنی
ای ای ای،،،
اگه تنهام رو زمین ، توی شبها
تو مثل ماه بزرگی که نگاهم میکنی
ای ای ای،،،
توی شنزارای خالی ، اگه بارون نگیره
نمیمونه خار تنها ، توی خشکی میمیره
چی بگم من تک و تنها ، وقتی تاریکی میاد
توی تاریکی میترسم ، اگه مهتاب بمیره
ای ای،،،
مثل خارم رو زمین ، توی صحرا
تو مثل بارون تندی ، داری سبزم میکنی
ای ای ای،،،
اگه تنهام رو زمین ، توی شبها
تو مثل ماه بزرگی که نگاهم میکنی
ای ای ای،،،
توی شنزارای خالی ، اگه بارون نگیره
نمیمونه خار تنها ، توی خشکی میمیره
چی بگم من تک و تنها ، وقتی تاریکی میاد
توی تاریکی میترسم ، اگه مهتاب بمیره
ای ای،،،

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:46  توسط نسیم  | 

10)به نام خدا!!


از روزگار دلم گرفته

از این تکرار دلم گرفته

دلم می خواد گریه کنم

بارون ببار دلم گرفته

برای گم کردن خویش

رها شدن از کم و بیش

برای در خود گم شدن

جدا از این مردم شدن

بهانه ی گریه می خوام

بهانه ی فریاد زدن

بیا تو باش ای مهربان

بهانه ی گریه ی من

 از روزگار دلم گرفته

از این تکرار دلم گرفته

دلم می خواد گریه کنم

بارون ببار دلم گرفته

از من دیگه هیچی نمونده

یه قصه ام صد باره خونده

امروز هوا هوای گریه س

گونه هامو بارون پوشونده

ابر غمم بارون نمی شه

درد سکوت درمون نمی شه

بخون برام از پشت شیشه

درد سکوت درمون نمی شه

از روزگار دلم گرفته

از این تکرار دلم گرفته

دلم می خواد گریه کنم

بارون ببار دلم گرفته

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 16:22  توسط نسیم  |